|
نقاط را به وسیله 3 خط ( فقط با 2 شکستگی ! ) ، بی آنکه قلم از کاغذ بردارید ، به هم وصل کنید ! پ.ن 1 : سلام. بابت تاخیر مجدد ، معذرت ! با معمای جدید خوش بگذره! اگر موفق شدید حلش کنید ، برام بنویسید چطور!! اگه تونستید عکسش رو آپلود کنید و ببینم که چه بهتر! پ.ن 2 : و اما در مورد سوال سخت 5 : شاید منظورم رو درست نرسوندم و اونجا که گفتم قیمتتون چقدره ، یکم از موضوع دورتون کرده باشه ! بیشتر منظورم این بود ، چقدر پول داشته باشید ، دیگه راضی می شید و بیشتر نمی خواین؟! حالا اگه دوست داشتین ، لطف کنید و دوباره سوال قبل رو هم جواب بدید!
اگر یه چک سفید امضا داشته باشین ، و حق داشته باشین هر چقدر که بخواین توش بنویسین ، چی کار می کنید؟ با چقدر راضی می شین ؟! قیمتتون چقدره ؟ *******
پ.ن١ : سلام .خوبید؟ معمای ۴ رو هم فقط یک نفر ( فرید آزمون ) حل کرد ! عیبی نداره !! پ.ن٢ : و اما جواب معما :
کافی بود متن معما رو کپی کنید توی ورد و اونجا سایزش رو کوچیک کنید تا بتونید تصویر پنهان رو ببینید !! اینم اون تصویر ( فقط من یکم رنگش کردم که قشنگتر بشه ! ) : . . . . ¸,’ ¸,. . ¸ `-,”~-~’,¸,.¹-~-._¸,. می خواستم از شناخت حرف بزنم ! خیلی وقتا ، انقدر به ماجرا نزدیکیم که فقط جزئیات رو می بینیم ! شاید جزئیات به ظاهر بی معنی ، از حقیقتی حرف می زنن که ما ازش بی خبریم. لازم نیست برای ایجاد شناخت به موضوع خیلی نزدیک شیم ! شاید بیشتر اوقات بهتر باشه که دور بشیم و از دور اونو بررسی کنیم تا کلیت و حقیقت ماجرا رو بهتر ببینیم . امیدوارم توی دنیای به این بزرگی که پره از جزئیات و ریزه کاری ، بتونیم اون حقیقتی رو که همه چیز ما رو به سمت اون راهنمایی می کنن پیدا کنیم و البته هیچ وقت ازش غافل نشیم . ایشالا .
. . . ¸,.,¸.
*******
پ.ن١: سلام . خوبید؟ خیلی وقته نبودم . دنبال یه مطلب خوب می گشتم . که یهو بهش بر خوردم و شد این معما ! سخته ؟ خب یکم فکر کنید! چقدر ضعیفید! پ.ن٢ : در مورد سوال سخت ۴ ، دوست ندارم چیزی بگم!! می خواستم چیزی از معلم نادیده ام بگویم ، گفتم : " نه ." خود سوال ، همه ی چیزی که باید بگویم را گفته است . چه ، شکسپیر ، در ادامه خود می گوید : " همان بهتر که دم فرو بندیم! "
آیا بزرگواری آدمی بیشتر در آن است که زخم فلاخن و تیر بخت ستم پیشه را تاب آورد ، یا آن که در برابر دریایی فتنه و آشوب سلاح برگیرد و با ایستادگی خویش بدان همه پایان دهد؟ ******* پ.ن١: این نوشته قسمتی از نمایشنامه هملت اثر شکسپیره! و البته از اینجا برداشتم! پ.ن٢:لطف می کنید اینجا و اینجا رو هم بخونید! پ.ن٣: و حالا درباره " معمای٣ " : سلام. ممنون که تقریبا همه تونستن این معما رو حل کنن.شاید خیلی معمای سختی نبوده باشه.ولی به هرحال چیزی که می خواستم در موردش صحبت کنم برای خودم خیلی مهم بود. همیشه زبان برام مهم بوده و اینکه لغات و واژگان چطور و از کجا وارد زبان شدن. به هرحال تمام حرفم رو توی متن معما گفتم.اینکه واژگان بی هویتن و تنها باربرانیند اجیر شده !!! شاید بعضیاشون حاملانی خوب و قوی باشن که بتونن مفاهیم سنگین رو هم با خودشون ببرن و شاید بعضیاشون حاملینی ضعیف و زبون! فقط می خواستم بگم که این اندیشه و احساس ماست که مهمه ، نه لغات. کاش می تونستیم حرف هم دیگه رو راحت و بدون اشتباه بفهمیم که آدمها در دل یکسانند ، در اندیشه گاه دچار تضاد می شوند و این زبان است که فتنه بر پا می کند!
گاهیماه یتو مف هومکل امی آنق در ثقی لاست ، کهواژگ انازح ملشعاج زند.ص فدرص ف ، روید رروی ، ایس تادهان دتا مگر ذرهایاز وجود آ نکلا معظ یمرا با خود ب برند ، ام ا ای نواژگانته یچگونهمی توان ند حام لان یخوبباش ند برایاینم هم ؟! و ما مب همگ ویانی بی شنیس تیم ! «کهاگرهر ک سبه ق در معل وماتش سخ نمیراند ، جه ان را چهسکوت یدربرمیگرفت .» و خس تهشده ام از آدمه ای پر از حرفه ای پوچ . نه ! واژگ انکه خود ب یهویتند! خس تهشدهام از آدمه ای توخ الی و نایگ ون ، که تن ها صدایهو هو یدیگ ران را تک رارمیکنند ! کاشکسی بود در برمکه از خوابه ایمب رایشب گویم . ******* پ.ن١: لطفا اینجا رو هم بخونین. گاهی به من هم سر بزنید! پ.ن٢: و اما جواب « معمای ٢ » : سلام. فقط یه نفر موفق شد « معمای ٢ »رو حل کنه!!! و البته یک نفر هم حدسهایی زده بود! به هر حال وقتی جواب رو بگم ، می فهمید که همچین معمای سختیم نبوده ولی من میدونستم که خیلیا جوابش رو پیدا نمی کنن!! البته شاید حق با شما باشه.شاید وقت نداشتین ، شایدم اصلا "کافه چی " خره کی باشه .........وگرنه اگه یکم بیشتر وقت می ذاشتین ، شما هم حتما می تونستین حلش کنین. از فرید آزمون ( تنها کسی که دوستش می پندارم) باید تشکر کنم ، چون تنها کسی بود که معمای من رو حل کرد.یه دنیا ممنون.خب حالا دیگه جواب.هر عدد نمایانگر یکی از حروف الفبا بود!! و از اونجایی که از ١ تا ٣٢ وجود داره ، باید می فهمیدین فارسیه!! به همین سادگی. کافی بود جای هر عدد واج متناظرش رو بذارین تا متن مخفی هویدا شود همی!! تو « معمای ١ » می خواستم بگم : خیلی چیزها هست که ما نمی بینیمشون ولی هستن ، تو « معمای ٢ » می خواستم بگم : خیلی چیزا رو می بینیم ، ولی فقط ظاهرش رو.باطنش ممکنه چیز دیگه ای باشه. حالا با « معمای ٣» کلنجار برین!!
1(32)(29) # (12)(30)(13)(31)1 # 2(32)(16) # 1(13) # 8(10) # 9(15)4(31)1(28) # 1(13) # (10)(15)4 # 1(32)(29) # 1(10)(28)(31)1(32) # 3(30)7 @ 9(30)(16)1 # 2(31) # 18(27) # 9(10)1 # (25)(31) # 2(29)(10)(26)1(29)(32) # (10)1(12)(10) #(25)(31) # (28)(32)(23)(31)(28)(29)(10)(16) # (30) # (12)1(13)(31)1(32)(16) # (12)1 # 2(31) # (31)(12) # (12)(28)(13) # (28)(32)9(30)1(29)(29)(10) @ 2(10)1 # 2(31) # 18(27) # (28)(29) # (25)(31) # (31)(32)7 # (25)(15) # (32)1(23)4 # (29)(28)(32)(16)(30)(10) # (25)(31) # 8(12)(23)(31)1(32)(28) # (12)1 # 92(30)1(29)(10) @ 7(31) # (12)(15)(10) # 2(31) # (12)1(13)(31)1 # (30) # (12)(28)(13)(31)1(32)(28) @
اگه قرار باشه بین این دو تا یکی رو انتخاب کنین ، کدوم رو انتخاب می کنین؟ 1- زیباترین آدم دنیا باشین. 2- عالم ترین و حکیم ترین آدم دنیا باشین ؛ اما زشت. ******* پ.ن١: امیدوارم تعطیلات برای همه خوب بوده باشه.سفرنامه من رو هم می تونین اینجا بخونین. پ.ن٢:باید در باره معمای 1 توضیحاتی بدم.جواب بعضی از دوستان رو هم توی کامنتا گذاشتم. سلام اصولا قرار نبود معمای خاصی مطرح بشه.فقط احساس کردم ، حرفی رو که می خوام بزنم، توی این قالب بهتر بیان میشه.با نظر ژوکر موافقم! اگر کسی کمی تو کامپیوتر مهارت داشت ، می تونست این معما رو حل کنه.منم همین رو می خواستم بگم.ای کاش توی زندگی کمی مهارت داشته باشیم تا بتونیم رمزها و معجزات هستی رو درک کنیم. به اونایی که تونستن معما رو حل کنن تبریک میگم
اگه الان دارید این نوشته رو می خونید ....... یعنی معمای من رو حل کردید! فقط می خوام بگم ، خیلی از نشانه ها و معجزات ریز و درشت تو زندگی همه ما وجود داره ، ولی ما نمی تونیم اونارو ببینیم! امیدوارم یه روزی همه این توانایی رو پیدا کنیم که حقیقت وقایع رو از پس صورت ظاهریشون ببینیم و معجزات و نشانه ها رو درک کنیم.
******* پ.ن1 : به دلیل سفر نوروزی ، احتمالا تا بعد عید نمی تونم مزاحمتون بشم! عیدتون مبارک پ.ن2 : باید از سما خانوم بابت " یه پست مخصوص خودم و خودت " تشکر کنم. پ.ن3 : جواب خودم رو درباره سوال قبل اینجا می نویسم.در ضمن ، جواب بعضی از دوستان روهم توی کامنتا گذاشتم. سلام.
با نظر رندانه موافقم. حقیقتا سوال سختیه و تا آدم توی اون شرایط قرار نگیره ، نمی تونه بگه چه کاری رو انجام میده. اما من فکر می کنم ، در لحظات تصمیم گیری ، تمام خاطرات و تجربیات و اندیشه ها و احساسات و خلاصه هر اون چیزی که از بدو تولد ما باهاش در تماس بودیم تا لحظه حال که باید تصمیم بگیریم دخیلند و ما بر اساس تمام اونها کاری رو انجام می دیم یا انجام نمی دیم. بنابراین اگه قبلا درباره لحظات سخت خوب فکر کرده باشیم ، می تونیم امیدوار باشیم که تصمیم بهتر ، درست تر و عاقلانه تری رو می گیریم. این سوال شاید کمی غلو شده باشه . اما همیشه تو زندگی افراد لحظات سخت تصمیم گیری پیش میاد که ما باید از قبل آمادگی داشته باشیم. امیدوارم کسی به همچین وضعیتی گرفتار نشه. اما در مورد این سوال باید بگم که حقیقتا خوب نمی دونم چه کاری درسته و چه کاری غلط! اول سعی می کنم دلیل واقعی این قتل رو بفهمم و تا آخرین توانم از عزیزترینم حمایت کنم. اما اگه بهم ثابت بشه که حقی ناحق شده ....... احتمالا سعی می کنم راضیش کنم خودش رو تحویل بده و اگرنشد.......
اگه عزیزترین کستون ، قتل عمد انجام بده........ اونو به پلیس تحویل می دین؟ چی کار می کنید؟ *******
پ.ن: چند تا از دوستان می خواستن نظر خود منو در مورد سوال قبل بدونن. پس اینجا نظرمو می نویسم. در ثانی جواب بعضی از دوستان رو هم توی کامنت ها گذاشتم! سلام. دست همه دوستانی که زحمت کشیدن و نظر گذاشتن درد نکنه. خیلی خیلی ممنون.گرچه دوست داشتم کلی نظر باشه اینجا ، ولی برای شروع خوبه!! درباره نظر دوستان: باید در مورد اونایی که با قطعیت گفتن شکنجش می کنیم چند نکته رو بگم. درسته که دوست داشتن آدابی داره و باید تا اونجایی که از دستتون بر میاد براش انجام بدین ، اما یه ایرادی وجود داره! اونم اینه که شما هستین که عزیزترین رو مشخص می کنین!! یعنی مثلا اگه کسی عزیزترینش «قدرت و ثروتش» باشه ، شما بهش مجوز می دین که به خاطرشون کسی رو شکنجه کنه!! اصلا زمان انقلاب شاه به خاطر «سلطنتش» که عزیزترینش بود مردم رو شکنجه می کرد. یا الان توی زندان گوانتانامو و ... به دلیل حفظ منافع آمریکاست که مردم شکنجه می شن. یا اصلا با همین دیدگاه که بچه های اطلاعات گاهی دیگران رو مورد لطف قرار میدن( استغفر الله!! من نبودم به خدا....) یعنی همشون می خوان از عزیزترین کسشون حمایت کنن!! پس به نظر من این کار غلطیه. در مورد اونایی که گفتن تا آخرین لحظه پیش عزیزشون می مونن. اگه منظور اینه که با هم کشته بشن ، اینکه خودکشی و کار غلطیه! ولی اگه منظور اینه که تا آخرین لحظه برای نجاتش تلاش می کنن و اگر موفق نشدن با هم کشته بشن ، من باهاشون موافقم. در آخر باید بگم که خدا نکنه کسی توی همچین شرایطی قرار بگیره. خیلی سخته و به حرف آسونه. شاید اگه من اونجا باشم ، تمام این چیزا رو فراموش کنم و سرب داغم بریزم تو گلوی طرف!! ولی می دونم که نه درسته ، نه اخلاقی! |
About
شهریور ۸۸ اردیبهشت ۸۸ فروردین ۸۸ اسفند ۸٧ Authorsکافه چیLinks
یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت |